PUNJAB PUBLIC SERVICE COMMISSION
COMBINED COMPETITIVE EXAMINATION FOR
RECRUITMENT TO THE POSTS OF
PROVINCIAL MANAGEMENT SERVICE-2019
SUBJECT: PERSIAN (PAPER-II)
TIME ALLOWED: THREE HOURS MAXIMUM MARKS: 100
سوال نمبر 1 درج ذیل اقتباسات میں سے کسی ایک اقتباس کا اردو یا انگریزی میں ترجمہ کریں۔ 10
الف:
سه حجاب باید که از پیش دل سالک بر خیزد تا در دولت برو گشاده گردد. یکی آنکه اگر مملکت هر دو عالم به عطای ابدی بدو دهند، شاد نگردد از برای آنکه به موجودی شاد گردد، و هنوز مردی حریصی است و والحریص محروم، دوم حجاب آن است که اگر مملکت هر دو عالم او را بود و از او بستانند به افلاس اندوهگن نگردد، از برای آنکه این نشان سخط بود و الساخط معذب، سوم آنکه به هیچ مدح و نواخت فریفته نگردد که هرکه بنواخت فریفته گردد، حقیر همت گردد، وحقیر همت محجوب بود. عالی همت باید که بود.
ب:
حلم شتر. چنان که معلوم است، اگر طفلی مهارش گیرد و صد فرسنگ برد، گردن از متابعتش نپیچد. اما اگر دره ای هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد و طفل آنجا به نادانی خواهد شدن، زمام از کفش درگسلاند و بیش مطاوعت نکند، که هنگام درشتی ملاطفت مذموم است و گویند دشمن به ملاطفت دوست نگردد، بلکه طمع زیادت کند.
سوال نمبر 2. درج ذیل اقتباسات میں سے کسی یک اقتباس کا اردو یا انگریزی میں ترجمہ کریں : 10
الف:
آورده اند که از حاتم طایی،رحمة الله علیه،سوال کردند که” از خود کریم تر دیده ای؟” گفت: “دیدم”. گفتند :”کجا دیده ای؟” گفت:” وقتی در بادیه می رفتم، به خیمه ای برسیدم، زالی در آن بود، و بزکی در پس خیمه بسته. چون برسیدم، زال پیش من باز دوید و مرا خدمت کرد، عنان من بگرفت تا فرود آمدیم. چون زمانی بود، پسر او بیامد و به بشاشتی هرچه تمام تر مرا پرسید. پس زال پسر را گفت: “بر خیز و به مصالح مهمان قیام نمای، آن بزک را بسمل کن و طعام بساز.”
ب:
حکایت:همی آید که: اندر بصره رئیسی بود. به باغی از آن خود رفته بود. چشمش بر جمال زن برزگر افتاد. مرد را به شغلی بفرستاد، و زن را گفت:” درها در بند” گفتا:” همه در ها در بستم الا یک در، که آن نمی توانم در بست” گفت:” کدام در است آن؟” گفت: “آن در که میان ما و میان خداوند است جل جلاله”مرد پشیمان شد و استغفار کرد.
سوال نمبر 3. درج ذیل اجزا میں سے کسی ایک جزو کا اردو یا انگریزی میں ترجمہ اور تشریح کریں: 10
الف:
ای پادشه خوبان داد از غم تنها نی دل بی تو بجان آمد وقت است که باز آنی
ای درد تو ام درمان در بستر ناکامی وی یاد تو ام مونس در گوشه تنها نی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبا نی
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند در یاب ضعیفا ن را در وقت توانا نی
ب:
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر که از دیو ودد ملولم وانسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما گفت آنک یافت می نشود آنم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
P.T.O
2
سوال نمبر4. درج ذیل اجزا میں سے کسی ایک جزو کا اردو یا انگریزی میں ترجمہ اور تشریح کریں: 10
الف:
هر شب از شوق جامه پاره کنم عاشقم عاشقم،چه چاره کنم
گر بر آید مه از گریبانش دامن از گریه پر ستاره کنم
از درونم برون نخواهد رفت گرچه صد جای سینه پاره کنم
خون شد این دل، نگر ز بهر جفات دل دیگر ز سنگ خاره کنم
ب:
اگر کلیم شود همزبان سخن نکنیم وگر خلیل شود میهمان بگردانیم
گل افکنیم و گلابی به رهگذر پاشیم می آوریم و قدح در میان بگردانیم
ندیم و مطرب و ساقی زانجمن رانیم به کار وبار زنی کاردان بگردانیم
گهی به لابه سخن با ادا بیا میزیم گهی به بوسه زبان در دهان بگردانیم
سوال نمبر 5. درج ذیل اجزا میں سے تین اجزا کا اردو یا انگریزی میں ترجمه اور تشریح کریں: 30
الف:
در نگاه او یکی بالا و پست با غلام خویش بر یک خوان نشست
در مصافی پیش آن گردون سریر دختر سردار طی آمد اسیر
پای در زنجیر وهم بی پرده بود گردن از شرم وحیا خم کرده بود
دخترک را چون نبی بی پرده دید چادر خود پیش روی او کشید
ب:
در بود و نبود من، اندیشه گما نها داشت از عشق هویدا شد، این نکته که هستم من
در دیر نیاز من، در کعبه نماز من زنار به دوشم من، تسبیح به دستم من
سرمایه درد تو غارت نتوان کردن اشکی که ز دل خیزد در دیده شکستم من
فرزانه به گفتارم، دیوانه به کردارم از باده شوق تو هشیارم ومستم من
ج:
سرود رفته باز آید که ناید نسیمی از حجاز آید که ناید؟
سر آمد روزگار این فقیری دگر دانای راز آید که ناید
خدای آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت
به آن ملت سروکاری ندارد که دهقانش برای دیگران کشت
د:
دین سراپا سوختن اندر طلب انتهایش عشق و آغازش ادب
آبروی گل ز رنگ وبوی اوست بی ادب، بی رنگ وبو بی آبروست
نوجوانی را چو بینم بی ادب روز من تاریک می گردد چو شب
تاب و تب در سینه افزاید مرا یاد عهد مصطفی آید مرا
سوال نمبر 6۔ درج ذیل اردو اقتباس کا فارسی میں ترجمہ کریں: 15
مولانا جلال الدین بلخی کا شمار فارسی ادب کے نامور شعرا اور عرفاء میں سے ہوتا ہے۔ مثنوی معنوی مولانا کی اہم ترین مثنوی ہے۔ یہ مثنوی عرفان وتصوف کے بنیادی مسائل طلب و عشق سے لے کر عارفانہ کمال تک کے مراحل کونہایت عمدہ خوبصورتی سے بیان کرتی ہے۔ مولانا کی غزلیات عشق عرفانی سے لبریز ہیں،قلبی محسوسات کےبیان میں مولانا کو کمال حاصل ہے۔غزلیاتِ شمس در حقیقت مولانا کی روح کا پرتو ہیں،شمس تبریزی سے مولانا کا عشق در حقیقت عشق حقیقی اور انسان کامل کی جستجو ہے،وہی انسان کامل جس کی تلاش اکثر وبیشتر صوفیاء اور عرفاء کو رہی ہے۔
سوال نمبر 7۔ درج ذیل سوالات میں سے کسی ایک سوال کا اردو یا انگریزی میں مفصل جواب لکھیے۔ 15
i. جلال آل احمد کی افسانہ نگاری پر ایک جامع مقالہ تحریر کیجیے۔
ii. فردوسی طوسی رزمیہ مثنوی کے امام ہیں بحث کیجیے۔
iii. نیما یوشیج کے فکر وفن پر ایک تحقیقی مقالہ قلمبند کیجیے۔